۱۱ دی ۱۴۰۴، ۰:۴۴

عمری چراغ دختر و چشم پسر، پدر 

عمری چراغ دختر و چشم پسر، پدر 

ابراهیم حسنلو غزل‌قصیده تازه برای روز پدر سروده است، که به مناسبت روز پدر و میلاد امیرالمومنین علی‌بن‌ابی‌طالب علیه السلام تقدیم می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، ابراهیم حسنلو غزل‌قصیده تازه برای روز پدر سروده است که به مناسبت روز پدر و میلاد امیرالمومنین علی‌بن‌ابی‌طالب تقدیم می‌شود:

عشقی تمام بود؛ تمام هنر پدر
اینگونه برد قصه‌ی خود را به سر پدر

یک شب به خوابم آمد و شوق و جنون شدم
می‌خواستم برای دلم از پدر پدر

هرجا، همیشه با دل من مادرانه هست
من خسته هستم از همه و خسته‌تر پدر

از پا در آمد و خبر از درد خود نداشت
خود را نداشت از سر ما برحذر پدر

لشکر شدند رنج و غم و زخم و تاختند
آورد در مصاف خطرها جگر پدر

اندوه در مصاف دل او حقیر شد
از هر طرف که روی نهاده است بر پدر

اندوه او بزرگ‌تر از روزگار ماست
هرگز نشد خلاصه به هر مختصر پدر

از درد و رنج و بغض و غم و حسرت و شَرنگ
برداشت از تمام جهان بیشتر پدر

ای کشف‌ناپذیر! اگر بازخوانمت
مبهوت می‌شود همه‌ی عشق در پدر

تو جان مطلقی و دلم از تو زنده است
دنیا حقیر و هیچ و جهانی دگر پدر

معنای کوه و جنگل و دریا و آسمان
جانی که کرده است از اینجا گذر پدر

باشد نهال و برگ و گلش سبزتر شود
این بود اگر که داشت به دنیا نظر پدر

یک عمر عاشقانه نگاه و امید و شوق
عمری چراغ دختر و چشم پسر پدر

آتش گرفته است که آرام جان شود
عمری شکسته است غریبانه‌تر پدر

رنجی مگر به سینه‌ی ما رو نیاورد
دستان او امید و غرور و سپر پدر

آنی که در کنار دلت زنده بوده‌ام
عمر آن دم است و باقی آن بر هدر پدر

کد خبر 6708861

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۰۹:۴۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۱
      0 0
      پدر دیگر نمیتواند نان بیاورد هرجا در میزند درها به رویش بسته است چگونه پدر با دستان خالی به خانه اید با شاید چکندتکه نان مادر در غم وغصه روزگار میگرید ولی پدر نمیتواند بگرید چون او مرد است و باید غم هایش را در دل خود نگهدارد و رویش را شاداب بنماید که خدای ناکرده فرزندان از فردای خود به وحشت و غم و اندوه روی نیاورند پدر ایستاده تا توان دارد با روزگار سخت میجنگد و به نا گاه صبحی دیگر چشم نمیگشاید این است روزگار پدران ایران ان گاه حانواده هایی را به وفور میبینیم که فرزندانشان در کودکی پدر ندارند